الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
89
الغدير ( فارسى )
اين راستا ، نسبت دادن قبض روح به فرشتگان نيز صحّت دارد ، چنان كه حق تعالى فرمايد : « آنان كه بر خود ستم روا داشتهاند ، چون فرشتگان جانشان را بگيرند ، سر تسليم فرود آرند « 1 » » و « آنان كه فرشتگان جانشان را مىگيرند ، در حالى كه پاك و پاكيزهاند . . . » . « 2 » هيچگونه تعارضى در ميان اين آيات نيست و در نسبت دادن ميراندن به غير خدا ، گناه و معصيت نخواهد بود . و نيز فرشته ، طبق آفرينش مخصوصى كه خدا برايش قرار داده ، نمىخوابد و چرت نمىزند « 3 » ؛ با اين حال ، در اين صفت با خدا چنان كه خود را ستوده ، لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ « 4 » ، شريك نخواهد بود . اگر خدا به كسى چنان قدرتى عنايت كند كه بتواند زمين مرده را زنده كند ، چنين كسى شريك خدا نخواهد بود ، باز اوست كه زمين مرده را زنده مىكند . گفتارى با قصيمى اينك بياييد از قصيمى سؤال كنيم كه گفتار شيعه در مورد اينكه امامان هرگاه بخواهند چيزى را بدانند ، خداوند همان را به آنان تعليم مىدهد ، چه ارتباطى با شرك دارد كه او نتيجه مىگيرد : اين گفتهء شيعه ملازم است با اينكه امامان با خدا در علم غيب شريك خواهند بود . آخر بعد از فرض اينكه دانش آنان با اخبار از ناحيهء خدا و اعلام او خواهد بود ، چگونه مىتوان علم آنان را با خدا يكسان دانست ؟ اين نادان گمان كرده است اعتقاد به اينكه امامان نسبت به ما كان و ما يكون عالمند و چيزى بر آنان مخفى و پوشيده نيست ، مستلزم شرك به خدا در صفت علم غيب و محدودكردن دانش و صفات اوست و كسى كه او را محدود كند ، معدودش شمارد و خدا منزه از آن است ، در صورتى كه حقيقت نصوص كتاب و سنت در مورد اينكه جز
--> ( 1 ) . نحل 16 / 28 . ( 2 ) . همان 32 . ( 3 ) . ر ك : خطبهء نخست نهج البلاغة . ( 4 ) . بقرة 2 / 255 .